ورزش ایران و جهان
در نگاه اول منشور اخلاقی از سخت گیرانه ترین قوانین سال های اخیر در عرصه ی فعالیت ستاره های ایرانی است اما کمی که اطلاعات تان به روز شود می فهمید زیر پوست فوتبال از نوع ایرانی چه فسادی نهفته است آنچه در زیر پنهان است!! (من چندین بار با همین منشور اخلاقی ورزش ایران را نجات داده ام) مطمئن باشید این جمله مربوط به زورو یا حتی روسای ورزش ایران نیست این جمله معروف ترین روحانی فوتبال ایران حجت الاسلام علیپور است.که جملاتی از این دست بسیار دارد.یکبار در مصاحبه ای با یکی از روزنامه های ورزشی اعلام کرد(همه ی روسای فدراسیون ها با نظر من انتخاب شدن و رئیس فدراسیون بعدی هم با نظر من خواهد بود)به هر حال سنگ بنای منشور اخلاقی توسط علیپور و سردار عزیز محمدی نهاده شد تا شاید فوتبال کمی به راه راست هدایت شود.علیپور در همان جمع خصوصی گفت: ((یک بار منشور بعد از نتایج المپیک و افتضاح ورزشکاران و مدیران مطرح شد که کاملا اقای علی ابادی را نجات داد.بار دیگر هم بعد از حذف جام جهانی که باز هم اقای کفاشیان را نجات داد تا سمت و سوی جامعه تغییر کند)).کلا جامعه همین گونه است ناگهان سوار بر موجی از احساس که تمامی تجربیات قبلی را نادیده میگیرد و گویی مشکلات گذشته هیچ گاه وجود نداشته است .... جامعه ای سوار بر موج احساسات... نگاه مثبت فوتبال ایران وضعیت خوب اخلاقی ندارد گویی هیچ نظارتی برآن نمیشود.ورودی فوتبال ایران هزینه ای بالغ بر 300 میلیارد تومان است!پول هنگفتی که مشخص نیست در چه کانال هایی هزینه میشود اما رئیس سازمان تربیت بدنی در جلسه ای اعلام میکند:(فقط 100 میلیارد ان مشخص است که در کجا هزینه میشود) این امار تکان دهنده نشان میدهد هیچ نظارتی بر فوتبال صورت نمیگیرد و گویی فوتبال رها شده است.برای مثال بد نیست به اظهار نظر سرهنگ جعفری مدیر عامل باشگاه مقاومت اشاره کنیم که در جمع مدیران باشگاه ها به نکات جالبی اشاره کرد:ما در فوتبال با مسائل فرهنگی فراوانی رو به رو هستیم.300 میلیون میدهیم به بازیکن مجرد و میرود خانه ی مجردی هم میگیرد و هزار کار میتواند انجام دهد.اصلا مشخص نیست در این فوتبال چه میگذرد.بعدا خبر میرسد فلان بازیکن بهمان کار را کرده است و یا فلان بی اخلاقی صورت گرفته است.اخر این چه وضعی است؟یا مثلا فلان مربی دوست دخترش را میبرد خارج از کشور!فوتبال در و پیکر ندارد؟!ان قدر در این فوتبال اتفاقات عجیب و غریب می افتد که حساب ندارد.فوتبالی که البته داعیه ی فرهنگی هم دارد.بهمن فروتن در باره ی بحث منشور به نکته ی جالبی اشاره میکند: ((سی سال پیش که میخواستم از المان لیسانس مربی گری بگیریم یک دفترچه ی 40 برگی جلوی من گذاشتند و گفتند امضا کن... من کل دفترچه را خواندم و دیدم که مباحث اخلاقی در ان نوشته شده ... آنها سی سال پیش دنبال این مسائل بودند و ما حالا.اما آنها درباره ی این که نوک سبیل به ریش پایین برسد یا نرسد این ها مختص ماست.)) نگاه منفی بدی قانون در ایران این است که شامل تفسیر میشود.دقیقا همانند مدیریت مدیران ایرانی که در هر دوره بنا به سلیقه پیش میرود و برای همین چندان پیشرفتی در آن دیده نمیشود.قانون در ایران تحت تاثیر سلیقه است و برای همین در هر دوره بنا به تشخیص مدیران اش اجرا میشود و پیشرفتی در جامعه دیده نمیشود.اگر از فدراسیون نشینان در باره ی منشور اخلاقی بپرسید مطمئن باشید تعاریف متضادی را خواهید شنید که هیچ ربطی به هم ندارند.اگر علیپور مجری منشور اخلاقی است بد نیست خاطره ای از او باز تعریف شود.در اثنای برگزاری جام جهانی 2006 آلمان و حضور ایران در این کشور خبر رسید که آقای علیپور زیر گوش یکی از خبرنگاران که حالا مدیر مسئول روزنامه ای ورزشی است چکی آبدار خوابانده و حرف های ر کیکی هم رد و بدل شده است. رفتاری که البته خاطر هر ایرانی را آزرده میکرد و حتی پلیس به دنبال مقصران این حادثه بود.اصلا به درستی یا نادرستی این رفتار کاری نداریم چرا که فعل خبر نگار یاد شده بسیار زشت و ناپسند بود اما ایا چنین روندی میتواند مثمر ثمر باشد؟آیا نمیتوان از این سلیقه گرایی ترسید؟چه تضمینی وجود دارد که در دوره های بعدی هم چنین سلیقه ای حکم فرما باشد؟ کاپیتان و آخر حاشیه از همان اول روی او زوم کرده بودن اصلا میخواستند به جای نیکبخت او را محروم کنند اما همشهری اش در هیات رئیسه ی فدراسیون فوتبال نجاتش داد.حتما خیلی از شما ان بلوتوث مشهور را دیده اید.بازیکن معروف باشگاه از درب زمین تمرین که بیرون می اید با هجوم هواداران مواجه میشود و از هر طرف به ماشین اش حمله ور میشوند.بازیکن شیشه را پایین میکشد و چنان ناسزای سنگینی نثار هوادار بینوا می کند که معمولا چنین فحش هایی را نمی توان حتی در دعواها به کار برد.به هر حال بازیکن مورد نظر فحش را با غلظت میگوید غافل از ان که دوربین هوادار دیگر ثانیه به ثانیه ی ان را ضبط کرده است. و حتی صدای ان هوادار هم شنیده میشود: ((فیلم فحش دادنش رو گرفتم فیلم ش رو گرفتم)).بازیکن عصبانی به سرعت از صحنه دور میشود .اما او هیچ گاه احساس نمیکرد که روزی برای اقرار پایش به جاهایی باز شود.خبر نگارانی که نزدیک به این بازیکن هستند بارها و بارها به دیگر دوستان خبر نگاران شان میگفتند زمانی که قصد مصاحبه با بازیکن مورد نظر را داشتند با این جمله ی او مواجه می شده اند: ((با دوست دخترم هستم مصاحبه ی خوبی بگیر که آبرویم نرود)) این بازیکن اسمی بارها و بارها از سوی نیروی انتظامی بازداشت میشود اما نفوذ مدیرعامل باشگاه به واسطه ی پستی که دارد باعث میشود تا این بازیکن از بازداشت موقت نجات پیدا کند اما خالکوبی هاش چی؟خالکوبی هایی که عکس آنها تیتر یک روزنامه های ورزشی میشود.بازیکنی که بارها در میهمانی های شبانه دیده شده و در بدترین حالت از او فیلمبرداری شده است.البته چنین بار هم در همان میهمانی ها بازداشت شده ولی مدیر عامل به دادش رسیده است. شاید برای تان این هم جالب باشد که استاد برای پاره ای از توضیحات به سازمان لیگ احضار شد و تعهداتی هم داد اما هفته ی بعد خبر رسید که او در مهمانی مختلطی حظور یافته که البته استخر(!) هم داشته است! خدا رحم کند به این فوتبال.... ازدواج مربی با عشقولی بازیکن ماجرایی که الان میخوانید کاملا درست است.به منبع خبر کاری نداشته باشید اما زمانی که سرهنگ جعفری مدیر عامل اصول گرای باشگاه نظامی و بازیکن ساز فجر شهید سپاسی در نشست مدیر عامل باشگاه های لیگ برتری با سران فدراسیون اعلام میکند که مربی و بازیکن دوست دخترشان را با خودشان به مسافرت خارجه می برند ان وقت است که میشود به این ماجرا هم به خوبی اشاره کرد.ماجرایی که اتفاقا پای استعلام از حراست پرواز خارجی به مقصد(....)ستان در ان موجود است و حتی کار را به جای باریک تری می کشاند.همان بازیکنی که در پاراگراف قبل از او نام بردیم به همراه برخی دیگر از بازیکنان هنگام سفرهای بین شهری و حتی بین کشوری(البته به غیر از عربستان)افرادی را به همراه خود میبرند.همان کسانی که سرهنگ جعفری از آنها به عنوان دوست دختر نام می برد.در یکی از سفرها که بازیکن مزبور دختری را به همراه خود برده است سرمربی تیم یک دل نه صد دل عاشق ان دختر خانم میشود و همان لحظه به دختر دل می بازد.البته ابراز علاقه ی مربی به ان دختر باعث اعتراض بازیکن می شود اما نیمکت نشینی باعث می شود تا او قید دختر را بزند.در یکی از سفرهای خارجی مربی بازیکن را خط میزند اما دختر را با خودش به ان سفر می برد.زمانی که ماجرای محرومیت ها رو می شود بازیکن در اعترافاتش به ماجرای دل باختن مربی مشهور اشاره می کند تا بلکه رهایی پیدا کند.پای مربی که وسط می آید و دست اش رو می شود مربی اعلام میکند که با ان دختر قصد ازدواج دارد.البته شنیده شده که مربی تا فهمیده پای گزارش حراست پرواز وسط است با دختر مزبور ازدواج می کند.مراسم ازدواج این مربی سرشناس در یک تالار بزرگ و ان هم در جاجرود برگزار می شود.مراسمی که تحت تدابیر امنیتی و این که هیچ کس نباید موبایل دوربین دار همراه داشته باشد برگزار می شود.بازیکن هم از همان روز با مربی قهر میکند و از باشگاه هم با این که دو سال قرار داشته میرود.شاید برایتان جالب باشد چند روز بعد از انتشار این خبر توسط روزنامه های ورزشی همسر همان مربی به سردبیر روزنامه زنگ میزند و از او درباره ی هووی جدید سوالاتی می پرسد.سوالاتی جالب توجه درباره ی این که دختر موردنظر چند سالش است.زیباست و... خدا به خیر کند. مدیر لو داد !! این ماجرا به یادماندنی ترین افشاگری تاریخ فوتبال ایران است که باید در جایی ثبت شود.ماجرا این است که بازیکن تیمی شهرستانی در طول حضورش در باشگاه مورد نظر دو تخلف بزرگ انجام میدهد که مجازات اش در حد بوندس لیگاست.او در خصوص رابطه های نامشروع مورد بازجویی قرار می گیرد و شواهد از گناهکار بودن او پرده بر می دارد و حتی نیروی انتظامی با ضابطان قضایی دو بار تا تمرین باشگاه می ایند تا بازیکن مورد نظر را به بازداشتگاه ببرند اما دخالت بزرگان استان و کمی پارتی بازی موجب میشود تا موضوع موقتا مختومه اعلام شود.آخر شبی مدیر باشگاه بازیکن مورد نظر را به اتاق اش دعوت می کند و به او می گوید: ((اگر قول بدهی که تا 3سال دیگر در تیم بمانی مطمئن باش این پرونده برای همیشه مختومه خواهد شد اما وای به حالت اگر...))بازیکن هم که از اوضاع ترسیده بود و می دانست چه خطری اورا تهدید می کند هار بار قبول کرد و دو هزار بار اعلام کرد اشتباه کرده است و سه هزار بار هم پای مدیر را بوسید که کمک اش کرده است.گذشت و گذشت تا بعد از 8ماه فصل نقل و انتقالات شروع شد و پیشنهادی بزرگ به دست بازیکن مورد نظر رسید و اوهم قبول کرد مدیر به یادش انداخت که او قول داده اما بازیکن به همه چیز پشت کرد تا مدیر شرط اش را عملی کند و به صورت محرمانه بسته ای را به سازمان لیگ بفرستد و در ان مدارک مربوط به محکومیت کیفری بازیکن و خلاف سنگین اش را به اطلاع فدراسیون برساند.اوضاع قمر در عقرب می شود و دست بازیکن رو می شود از طرفی پرونده ی بازیکن دوباره به جریان می افتد و شاکیان هم کوتاه نمی ایند تا مشخص شود آقای ع چه جرم بزرگی را مرتکب شده است.بازیکن تا نیم فصل محروم میشود ان هم به خاطر....وای وای !! وا گلزارا!وا اخلاقا! گل بود به زار نیز آراسته شد.منظور شاعر از این ضرب المثل این است که محمد رضا گلزار خیلی خوب توی والیبال آبشار می زد توی لیگ اسکی هم جلوی باد ایستاد.مربی بدنساز تیم والیبال ارتعاشات صنعتی الان مدیر فنی تیم اسکی همین باشگاه است.اخ که اگر لیگ اسکی و والیبال هم منشور داشت چه برنامه ها که می شد برای این پسره گلزار ترتیب داد.اولش یک تست اعتیاد از او می گرفتیم بعد با نمره چهار موهایش را می زدیم.یک لنز مشکی برای چشم هایش سفارش می دادیم و دماغش را می دادیم عقابی کنند.اسمش را از گلزار به گلمراد تغییر می دادیم و با تیغ موکت بری می افتادیم به جان ماشین اش.البته باز هم دل مان خنک نمی شد پس زنگ می زدیم به شرکت سینمایی طرف قراردادش و تهدید می کردیم که اگر گلزار در فیلم شان بازی کند سینما را به اتش می کشیم.حیف که گلزار مربی فوتبال نمی شود.اتفاقا پژمان بازغی هم با آن رنگ منشوری چشم هایش اخیرا برای مشاورت فرهنگی باشگاه پرسپولیس اعلام آمادگی کرده که خوراک خوبی است. ملیله دوزی آدم شک می کند به کمیته انضباطی استقلال خب این سوال مطرح می شود که مگر این 3بازیکن در منزل مهدی رحمتی چه کار کرده اند؟در حالی که اصولا در 40 دقیقه کار خاصی را نمی توان بر خلاف منافع باشگاه مرتکب شد.واعظ آشتیانی معتقد است بازیکنان اخراجی می توانند در مدت محرومیت خود به خانواده کمک کنند.در همین راستا سیاوش اکبر پور بافت یک شال گردن را دست گرفته و با بافتن 12رج در یک ساعت(به شیوه 2تا زیر یکی رو)رکورد ویژه ای را به ثبت رسانده است.او البته پس از اشتباه در رج سیزدهم عصبانی شد و 12رج قبلی را شکافت.حسین کاظمی بیشتر به کوبلن و ملیله دوزی علاقه مند است اما رضا عنایتی چون به گفته خودش 4تا بچه دارد تصمیم گرفته در یک کارواش مشغول به کار شود.او در حالی که داشت یک گوشه برای خودش کارواشی می کرد به دلیل لاغری بیش از حد نزدیک بود بیفتد داخل راه آب کارواش که با تلاش تلاشگران حاضر در محل نجات یافت که چون یکی از این تلاشگران از هواداران امیر قلعه نویی بود برای عنایتی مشکل ساز شد. امریکا|پول مفت!
دیوید بکهام پر درآمد ترین فوتبالیست سال و دومین ورزشکار جهان از این بحث شناخته شده است.ستاره انگلیسی لس انجلس گالکسی در سال 2009 میلادی 5/42 میلیون یورو به جیب زده که این رقم کمی بیش از 2برابر کریس رونالدو است.در این فهرست که به وسیله نشریه معتبر فوربس صورت گرفته تایگر وودز بار دیگر به عنوان پر درآمد ترین ورزشکار سال معرفی شده است.این گلف باز 33ساله 67 میلیون یورو درآمد داشته که معلوم نیست برای انداختن هر توپ توی سوراخ چقدر پول گرفته. تک خوری یک مراسم نالوطی ((آقای قرعه کشی جام جهانی))می مردی اسم ایران را هم یک گوشه و کنار جا می دادی؟اصلا این چه جور قرعه کشی بود که اسم فرانسه متقلب از دل ان بیرون آمد اما ما که این جا برای خودمان منشور اخلاقی داریم و مثل شیر مواظبیم که سایز اگزوز موتور سیکلت فوتبالیست ها مناسب باشد توی هیچ گلدانی حضور نداشتیم؟اصلا چه معنی دارد جام جهانی با 32تیم برگزار شود؟ایرلندی ها را که میخواستید به عنوان تیم سی و سوم راه بدهید خب ایران را هم به عنوان تیم سی و چهارم یا حداقل تیم هشتاد و هفتم یا آخر آخرش تیم صد و نود و پنجم راه می دادید تا این قلب شیر ها بی خودی این گوشه دنیا خاک نخورند.بنده خدا مسئولان فدراسیون را بگو که بعد از گالای ای اف سی دل شان را به تماشای یک برنامه ی جذاب دیگر در زوریخ خوش کرده بودند. با سلام . از این که این وبلاگ رو برای بازدید انتخاب کردید ممنونم. این وبلاگ تازه افتتاح شده و هدفش نقد و بررسی ورزش ایران و جهان است. این وبلاگ تحت حمایت وبلاگ صدای ایران به نشانی زیر است:





